تبليغاتX
وب سایت چهارمردان



حلول ماه ربیع الاول مبارک باد

پیراهن سیه ز تن دور کنید
آن را ذخیره کفن و گور کنید

اجر دوماه گریه بر غربت حسین
تقدیم مادرش از ره دور کنید

عزاداریتان مقبول حق و حلول ماه ربیع بر شما مبارک!

 




نوشته شده توسط : داش علی غلام
در تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388 ; ساعت : 12:30 |

شعر اربعین

 

اربعین

کاروان اربعین آنچه از من خواستی با کاروان آورده‏ام 
یک گلستان گل به رسم ارمغان آورده‏ام

از در و دیوار عالم فتنه می‏بارید و من   
 بی‏پناهان را بدین دارالامان آورده‏ام

اندرین ره از جرس هم بانگ یاری برنخاست
کاروان را تا بدین‏جا با فغان آورده‏ام

تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم 
یک جهان درد و غم و سوز نهان آورده‏ام

قصه ویرانه شام ار نپرسی خوش‏تر است 
چون از آن گلزار، پیغام خزان آورده‏ام

دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود
 ازبرایت دامنی اشک روان آورده‏ام

تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنم
یک نیستان ناله و آه و فغان آورده‏ام

تا نثارت سازم و گردم بلا گردان تو
در کف خود از برایت نقد جان آورده‏ام

تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز درد 
گوشه‏ای از درد دل را بر زبان آورده‏ام

                                                                                                           محمدعلی مجاهدی

 




نوشته شده توسط : داش علی غلام
در تاريخ : پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 ; ساعت : 14:0 |

دهه فجر بهترین فرصت برای بازنگری پیوند انقلاب و قیام حسینی است

 

انقلاب اسلامی، ادامه دهنده مکتب عاشوراست که تداوم آن در جهت ایجاد حکومت اسلامی و حاکمیت ارزش‌هاست و تقارن دهه فجر با ایام قیام حسینی، بهترین فرصت برای بازنگری پیوند میان این دو انقلاب است.


دهه فجر انقلاب اسلامی ایران یادآور سلحشوری ها و پایمردی های رهایی بخش و ستم سوز شما مردم آزادی خواه در برابر حاکمیت شجره خبیثه استبداد و سلطه خارجی است فرا رسیدن این ایام خاطره انگیز و غرور آفرین در تاریخ پر افتخار ایران عزیز را به شما تبریک عرض می نمائیم  و یاد معمار انقلاب اسلامی و رهبر آزاده ‍‍‍، حضرت امام خمینی (ره ) را گرامی می داریم . 

 




نوشته شده توسط : داش علی غلام
در تاريخ : یکشنبه یازدهم بهمن 1388 ; ساعت : 22:10 |

ارزش گریه بر سالار شهيدان از زبان امام عصر(عج)


ارزش گریه بر سالار شهيدان از زبان امام عصر(عج)

عزاداران در بیت رهبری

سید بحرالعلوم عرض کرد: در این باره فکر می کنم که چطور می شود خدای تعالی این همه ثواب به  زائرین و گریه کنندگان بر حضرت سید الشهداء علیه السلام می دهد؛ مثلاً در هر قدمی که در راه زیارت بر می دارند، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملشان نوشته می شود و برای یک قطره اشک تمام گناهان صغیره و کبیره شان آمرزیده می شود؟
حضرت سیدالشهداء هر چه از مال و اهل بيت داشت در راه خدا داد پس اگر خداوند به گریه کنندگان او هرچه ثواب بدهدنباید تعجب نمود.
سید بحرالعلوم به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد. در بین راه راجع به این مسأله، که گریه بر امام حسین (ع) گناهان را می آمرزد، فکر می کرد. همان وقت متوجه شد که شخص عربی سوار بر اسب به او رسید و سلام کرد.بعد پرسید: جناب سید درباره چه چیز به فکر فرو رفته ای؟ اگر مسأله ای علمی است بفرمایید شاید من هم اهل باشم؟ سید بحرالعلوم عرض کرد: در این باره فکر می کنم که چطور می شود خدای تعالی این همه ثواب به زائرین و گریه کنندگان بر حضرت سید الشهداء علیه السلام می دهد؛ مثلاً در هر قدمی که در راه زیارت بر می دارند، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملشان نوشته می شود و برای یک قطره اشک تمام گناهان صغیره و کبیره شان آمرزیده می شود؟
آن سوار عرب فرمود: تعجب نکن! من برای شما مثالی می آورم تا مشکل حل شود. سلطانی به همراه درباریان خود به شکار می رفت. در شکارگاه از لشگریانش دور شد و به سختی فوق العاده ای افتاد و بسیار گرسنه شد.
خیمه ای را دید و وارد آن خیمه شد. در آن سیاه چادر، پیرزنی را با پسرش دید. آنان در گوشه خیمه عُنیره ای داشتند (بز شیرده) و از راه مصرف شیر این بز، زندگی خود را می گرداندند. وقتی سلطان وارد شد، او را نشناختند؛ ولی به خاطر پذیرایی از مهمان، آن بز را سر بریده و کباب کردند؛ زیرا چیز دیگری برای پذیرایی نداشتند. سلطان شب را همان جا خوابید و روز بعد، از ایشان جدا شد و به هر طوری که بود خود را به درباریان رسانید و جریان را برای اطرافیان نقل کرد.
در نهایت از ایشان سؤال کرد: اگر من بخواهم پاداش میهمان نوازی پیرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملی باید انجام بدهم؟ یکی از حضار گفت: به او صد گوسفند بدهید. دیگری که از وزرا بود، گفت: صد گوسفند و صد اشرفی بدهید.
یکی دیگر گفت: فلان مزرعه را به ایشان بدهید. سلطان گفت: هر چه بدهم کم است؛ زیرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت، مقابله به مثل کرده ام. چون آنها هر چه را که داشتند به من دادند. من هم باید هر چه را که دارم به ایشان بدهم تا سر به سر شود.
بعد سوار عرب به سید فرمود: حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سیدالشهداء(ع) هر چه از مال و منال و اهل و عیال و پسر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت همه را در راه خدا داد پس اگر خداوند به زائرین و گریه کنندگان آن حضرت این همه اجر و ثواب بدهد، نباید تعجب نمود؛ چون خدا که خداییش را نمی تواند به سید الشهداء (ع) بدهد؛ پس هر کاری که می تواند، آن را انجام می دهد؛ یعنی با صرف نظر از مقامات عالی خود امام حسین (ع)، به زوار و گریه کنندگان آن حضرت، درجاتی عنایت می کند. در عین حال اینها را جزای کامل برای فداکاری آن حضرت نمی داند.
چون شخص عرب این مطالب را فرمود، از نظر سید بحرالعلوم غایب شد.

اباعبدالله




نوشته شده توسط : داش علی غلام
در تاريخ : سه شنبه ششم بهمن 1388 ; ساعت : 15:30 |


منوی اصلی
پیوندهای روزانه
پیوندها
آرشیو
امکانات

اکثر وقتها هستم ولی مخفی ام!!!
Copy Right; http://www.QOM4MEN.ir .:. توسط: مؤسسه مهرعلوی قم